<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله قبسات</title>
    <link>https://qabasat.iict.ac.ir/</link>
    <description>مجله قبسات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مدل مفهومی منطق تولید علوم انسانی از قرآن و نظریه ابتنا</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_737045.html</link>
      <description>نظریه ابتناء، که از منظر دانش فلسفه دین، به فرآیند و سازکار تولید معتبر و قابل سنجش معرفت دینی می پردازد، در صدد است تا بُعد کلان دستگاهیِ روشگانیِ پویا و محرکِ تولید معرفت دینی را در اثر تعامل پیوسته و متناوب مبادی خمسه دین، نمایان سازد. بدین سان سطح و افق علمی منسجمی که این نظریه در حوزه تولید معرفت دینی ارائه می کند، با سایر مدل‌ها و الگوها بسیار متفاوت بوده و موجب تمایز آن می شود؛ چراکه خاستگاه این نظریه پیشگیری از ایجاد چالش‌های معرفتی است. لذا پژوهش حاضر که از نوع بنیادی و بر اساس طرح پژوهش نظریه ای و به روش کتابخانه ای انجام شده است درصدد است تا مدل مفهومی منطق تولید علوم انسانی از قرآن را بر اساس این نظریه ابزار سنجی نموده و صرفا به بررسی چگونگی تعامل متناوب مبادی خمسه در ایجاد سازکار و فرآیندمند منطق تولید علوم انسانی از قرآن بپردازد و امکان استکشاف نظریات علوم انسانی را با محوریت قرآن کریم با ارائه الگوی عینی به اثبات رساند. از این پژوهش درصدد است؛ تا از این رهگذر با تبیین چگونگی تعامل متناوب مبادی خمسه بر اساس سه سطح ابتنای معرفتی، روشی و کاربستی به ارائه قواعد مفهومی، قواعد روشی، قواعد نظری پردازی، ضوابط سیستمی، سنجه های تولیدی منطق تولید علوم انسانی از قرآن بپردازد و میزان ظرفیت و کارآمدی مبتنی بر فلسفه معرفت دینی را از کانال نظریه ابتناء ارائه نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش توحید اجتماعی در بازآرایی ساحات فرهنگ (بینش، گرایش، کنش) و تجلیات آن</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_737880.html</link>
      <description>توحید اجتماعی، به‌عنوان بازتفسیر اجتماعی از اصل توحید، ایده‌ای است که در دهه‌های اخیر توسط اندیشمندان مسلمان با هدف اصلاح جوامع و براندازی حکومت‌های طاغوتی مطرح شده و برجسته‌ترین شرح آن توسط آیت‌الله شهیدخامنه‌ای ارائه شده است. خوانش اجتماعی از توحید کارکردهای مختلفی دارد که در تحقیقات پیشین آمده و از حوزه هایی که هنوز واکاوی نشده، حوزه ساحات وجودی فرهنگ است. این مقاله با رویکرد تحلیلی-اجتهادی و با تکیه بر داده‌های اسنادی، عهده‌دار رفع این خلاء پژوهشی است. یافته‌ها نشان می‌دهد ساحت‌های سه گانه فرهنگ که ذاتی فرهنگند، تحت خوانش اجتماعی از توحید، آرایش جدیدی می‌یابند. توحید اجتماعی در ساحت بینش، به ارتقاء ایمان اجتماعی، پالایش بینش عمومی از تفکرات غیرتوحیدی و نقد فرهنگ‌های مبتنی بر جهان بینی شرک‌آلود منجر می‌شود و در سطح گرایش، با نفی ارزش‌های غیرتوحیدی، تولید ارزش‌های جدید و درونی‌سازی آن‌ها، انگیزه‌ها را تقویت کرده و همبستگی اجتماعی را حول محور توحید شکل می‌دهد. در سطح کنش نیز توحید اجتماعی، رفتارهای موحدانه را عمق‌یابی کرده، مسئولیت موحدان در مدیریت دنیا را برجسته می‌کند و زمینه تجسم توحید در نظامات اجتماعی و تعامل با جوامع غیرتوحیدی را فراهم می‌سازد. همچنین، توحید اجتماعی در نمودها و بسترهای تجلی فرهنگ تاثیرگذار است: با نفی آداب و رسوم مبتنی بر شرک، به تعالی آن‌ها و تقویت ایده نفی عبودیت غیرخدا کمک می‌کند. در حوزه هنر و نمادها هم، عمق‌بخشی، محتوادهی و تعیین محدوده‌های مجاز مورد انتظار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چرایی، چگونگی و اعتبارسنجی وحی (از منظر سویین برن و نقادی الحاد مدرن)</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_738067.html</link>
      <description>ین مقاله با رویکرد تحلیلی ـ انتقادی، &amp;amp;laquo;چرایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;چگونگی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اعتبارسنجی&amp;amp;raquo; وحیِ کلامی را در چارچوب فلسفه دینِ تحلیلیِ ریچارد سوئین‌برن بررسی می‌کند و سپس میزانِ کارآمدی این چارچوب را در برابر بخشی از انتقادات الحادِ مدرن ـ به‌ویژه نزد ریچارد داوکینز، سم هریس می‌سنجد و ضمن بیان کارکرد های مهم وحی( از جمله اینکه هر گواهی که نشان دهد پیامی از جانب خدا بر بندگان نازل شده فرض موجودیت وی را بسیار محتمل تر می سازد به علاوه، براهین علیه هستی خدا را بی اثر می کند) و لزوم وحی کلامی بر بندگان( وی معتقد به وحی کلامی خداوند است و تجلی گری خدا بر انسان را در غالب فعل الهی بی ثمر می داند) و اینکه چگونه می توان الهی بودن وحی را اعتبارسنجی کرد به ضرورت معجزه پی میبریم و در بحث از معجزه بررسی می شود که آیا معجزه صرفا جهت اثبات صدق ادعا پیامبر است یا اثبات وجود خدا هم می کند. در سویی دیگر، الحاد مدرن از جمله ریچارد داوکینز دعوای باطل بودن کلام وحی را دارد و سم هریس اشکالاتی چون بشری بودن محض کتاب مقدس و اینکه حتی تفسیر متون مقدس نمی تواند آنها را از تعرض و تناقض برهاند را مطرح می کند. لکن، از نظر جمیز تیلور ملحدان مدرن تصور نادرستی از شروط آسمانی بودن یک کتاب دارند. این مقاله بر اساس دیدگاه سوئین‌برن و همچنین پاسخ های وی به الحاد مدرن و با هدف اثبات ضرورت وحی و نیاز بشر به کلام الهی تنظیم شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرگذاری مبادی فلسفی فارابی بر نظریه ی عینیت ذات و صفات الهی در نگاه ابن‌سینا</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_738019.html</link>
      <description>مسئله‌ی رابطه‌ی ذات و صفات الهی از بنیادی‌ترین مباحث در الهیات فلسفی است که از یونان باستان تا حکمت اسلامی پیوسته مرکز توجه فیلسوفان بوده است. گرایش غالب میان حکمای مسلمان پذیرش نظریه‌ی &amp;amp;laquo;عینیت ذات و صفات حق‌تعالی&amp;amp;raquo; به معنای اتحاد مصداقی است، اما ابن‌سینا با ارائه‌ی نظریه‌ی ابتکاری &amp;amp;laquo;ترادف مفهومی و عینیت مصداقی&amp;amp;raquo; رویکردی تازه عرضه می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مبادی فارابی بر نظریه‌ی ابن‌سینا و تبیین مرزهای متمایز این دو دیدگاه، به روش تحلیلی ـ تطبیقی انجام شده است. مسئله‌ی اصلی پژوهش، تبیین چگونگی گذار از بساطت هستی‌شناختی فارابی به تحلیل معناشناختی ابن‌سینا است. برای دستیابی به این هدف، مبانی سه‌گانه‌ی فارابی در حوزه‌های هستی‌شناسی، مبدأشناسی و معرفت‌شناسی استخراج و با آراء ابن‌سینا در آثار اصلی وی مقایسه گردید. نتایج نشان می‌دهد که فارابی با تأکید بر بساطت واجب‌الوجود و یگانگی علم و ذات، بنیان لازم برای &amp;amp;laquo;عینیت مصداقی&amp;amp;raquo; را نهاده، در حالی که ابن‌سینا با اعمال تمایز منطقی میان مفهوم و مصداق و بر پایه‌ی اصولی چون &amp;amp;laquo;عدم انتزاع مفاهیم متعدد از ذات بسیط&amp;amp;raquo;، این مبانی را به سطح &amp;amp;laquo;عینیت مفهومی&amp;amp;raquo; ارتقا داده و در مبانی از فارابی متاثر است. در مجموع، نظریه‌ی ابن‌سینا امتداد منطقی مبانی فارابی است که در آن، بساطت واجب به اتحاد مفهومی صفات منتهی شده و از منسجم‌ترین تبیین‌ها در این حوزه به‌شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقتضائی بودن &amp;laquo;دلیل حکمت&amp;raquo;؛ خوانشی نو در گسترة دلالت براهین حکمت بر هدایت تشریعی</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_738091.html</link>
      <description>نوشتار حاضر به دنبال بازخوانی گسترة &amp;amp;laquo;دلیل حکمت&amp;amp;raquo; در هدایت تشریعی است. ظاهر امر آن است که اندشمندان شیعی در اثبات عقائد دینی از طریق حکمت الهی بصورت گزینشی عمل کرده و بر اساس پیش‌فرض‌های دینی خویش به این دلیل استناد کرده‌اند. ایشان ضرورت اموری مانند وحی، نبوت، امامت، و عصمت نبی و امام را با استناد به حکمت مطلق خداوند اثبات می‌کنند، ولی اموری دیگر همانند عصمت فقها، قضات، استانداران و فرماندهان نظامی را از لوازم حکمت به حساب نمی‌آورند. آیا عدم وجود پیامبر و امام معصوم در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، به‌ویژه غیبت امام معصوم در طول 14 قرن، نقضی برای استدلال بر ضرورت وجود پیامبر و امام معصوم از طریق حکمت الهی به حساب نمی‌آید؟ نوشتار حاضر با ارائة خوانشی نو از &amp;amp;laquo;دلیل حکمت&amp;amp;raquo; ما را به این نتیجه رهنمون می‌کند که اولاً دلیل حکمت صرفاً به‌نحو اقتضائی می‌تواند هدایت تشریعی را اثبات کند و ثانیاً با توجه به عدم اشراف انسان به همة عوامل و موانع نظام آفرینش، این دلیل به‌تنهایی صلاحیت اثبات فعلیت و تعیین زمان و مکان تحقق همة مصادیق حکمت‌های الهی را در خارج ندارد. تبیین مراد از آیات دالّ بر حضور پیامبران در همة زمان‌ها و مکان‌ها و همچنین تحلیل وضعیت هدایت جامعه و ایمان مردم در شرایط عدم تحقق برخی از مصادیق حکمت‌های الهی از دیگر دستاوردهای این نوشتار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی قلمروی برهان تجربه دینی در اثبات برخی صفات خداوند</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_737916.html</link>
      <description>یکی از براهینی که در اثبات وجود خداوند، مورد توجه متکلمین، به خصوص برخی از متکلمین غربی قرار گرفته است، برهان تجربه دینی (Proof of religious experience) است. آگاهی بی واسطه و مواجهه‌ی مستقیم با موجودی فرا مادی (ماوراءالطبیعه) و یا تجلیات او، اساس این برهان را تشکیل می‌دهد. پرسش اصلی این است که این تجربیات، ولو به صورت متواتر و توسط اقوام و ملل و پیروان ادیان مختلف نقل شوند، آیا قدرت اثبات وجود خداوندی با برخی صفات ادیان ابراهیمی را دارند؟ پژوهش حاضر با روش تحلیلی- توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، به بررسی این موضوع پرداخته است. مطابق یافته‌های این تحقیق؛ باید توجه کرد، همانگونه که بسیاری از براهین اثبات وجود خداوند (مانند نظم، فطرت، علیت و...) حیطه و قلمروی خاص خود را دارند و نمی‌توان به صرف استناد به یک برهان، علاوه بر وجود امر ماورایی (که ما آن را خدا می‌نامیم)، بسیاری از صفاتش را ثابت کرد؛ در اینجا هم همین‌طور است. یعنی مثلا برهان نظم هم شاید نتواند ازلی و ابدی بودن ناظم را ثابت کند. اما کسی به این دلیل، این برهان را کنار نگذاشته است. بنابراین در اینجا نیز شاید بتوان با کنارهم گذاشتن تجربیات دینی افراد مختلف و اشتراک گیری از آنان، علاوه بر اثبات اصل وجود امر ماورایی، برخی از صفاتش مانند رحمت، علم و آگاهی و احاطه به مخلوقات، حیات، حمکت، قدرت و... را نیز ثابت کرد. هرچند اثبات همین صفات نیز به نحو مطلق (عالم مطلق، قادر مطلق و...) توسط این برهان، بعید به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی حقیقت ایمان بر اساس فلسفه عمل ملاصدرا</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_737883.html</link>
      <description>حقیقت ایمان از دیرباز محل بحث و مناقشه میان متکلمان بوده است و در مورد رابطه ایمان با عمل و نقش آن در ایمان نظرات متفاوتی مطرح شده است. حال در این پژوهش با توجه به پیوند ایمان و عمل و اینکه عمل دینی حاصل ایمان دینی است، به بازخوانی حقیقت و تعریف ایمان بر اساس فلسفه عمل پرداخته ایم. فلسفه عمل که به عنوان نظریه ی عمل نیز شناخته می‌شود، به بررسی چیستی «عمل انسانی» می‌پردازد و در ضمن پرداختن به اینکه کدام رفتار یا حرکت، «عمل» به حساب می آید، به پرسش‌هایی در مورد عامل، اراده و ارتباط بین حالات ذهنی و حرکات فیزیکی پاسخ می دهد. بر این اساس به تحلیل فلسفی مبادی عمل و اراده ی انسان در آثار ملاصدرا پرداخته و سپس در ضمن بازخوانی فلسفی حقیقت ایمان به مقوله ی شوق به عنوان حقیقت ایمان اشاره کرده ایم. بازخوانی تعریف ایمان بر اساس فلسفه عمل ملاصدرا، ما را به درکی عمیق‌تر از رابطه ی میان معرفت، عمل و حقیقت ایمان رسانده است؛ به طوری که در این جستار  به نقش معرفت به عنوان زمینه ساز برای تحقق ایمان و عمل به عنوان لازمه ی ایمان و شوق مؤکد به عنوان حقیقت ایمان دست یافته ایم. در پایان به تعریف ملاصدرا از ایمان در آثارش پرداخته و نسبت این بازخوانی از تعریف ایمان را با تعریف او در آثارش مورد تحلیل و بررسی قرار داه ایم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علم شناخت تکاملی و دین: بررسی انتقادی نظریه سازشی اسلوان ویلسون</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_737956.html</link>
      <description>کاوش در چرایی دین و جستجوی منشا اصلی آن از دغدغه‌های اساسی اندیشواران و پژوهشگران فلسفه دین و جهت‌ دهنده به روی‌آوردها و موضع‌گیریهای مختلف در اموری چون واقع‌گرایی یا ناواقع‌گرایی دینی، کارکردهای دین، تاریخی یا فراتاریخی‌نگری دینی، تکثرگرایی یا ناتکثرگرایی دینی و مسائلی دیگر در این باب است. دیوید اسلوان ویلسون در پی تبیینی انطباقی و سازشی از دین بر اساس اصل انتخاب طبیعی و تکامل داروینی است. مقاله حاضر بر آن است تا دیدگاه او را به روش توصیفی-تحلیلی بررسی کرده، مواضع قوت و ضعف آن را آشکار سازد. پرسش اصلی این است که دیدگاه ویلسون تا چه اندازه در تبیین دین موفق بوده و قادر به ارائه تبیینی معتبر و جامع از دین هست یانه؟ فرضیه اصلی ناکامی ویلسون در این زمینه است. بررسیهای انجام شده نشان می دهد که نگاه انطباقی ویلسون از کاستی‌ها و نارسایی‌هایی رنجور است از جمله: ناتوانی در تعیین ارزش معرفتی عقاید دینی و نارسایی در تبیین جامع و نهایی آن؛ تحمیل محدودیتهایی بر امر چندجانبه‌ای چون دین و تلقی محدود و ناقصی از آن؛ ابهام در سازگاری تکاملی و چالشهای تعیین آن در دین؛ دوری از برخی استانداردها و بی‌طرفی لازم علمی؛ ناهمخوانی با وجوه عقلانی دین و ارتکاز و مقاصد دینداران، خطر مغالطاتی چون تقلیل‌گرایی؛ فقدان مرزگذاری روشن بین دین و برخی ایدئولوژی‌های سکولار.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنت‌های الهی در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای: تحلیل اقسام، کاربست‌ها و جایگاه سنت نصر</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_737957.html</link>
      <description>سنت‌های الهی به عنوان قوانین ثابت و تغییرناپذیر حاکم بر نظام تکوین و تشریع، یکی از محورهای اساسی در تبیین تحولات اجتماعی‑تاریخی از منظر قرآن کریم است.
آیت‌الله خامنه‌ای در طول دهه‌های اخیر، بارها به تبیین و تطبیق این سنن با وضعیت انقلاب اسلامی، جبهه مقاومت و جوامع مسلمان پرداخته‌اند. 
پژوهش حاضر با روش تحلیل مضمون و با مراجعه به مجموعه بیانات معظم‌له در پایگاه اطلاع‌رسانی ایشان، به دنبال استخراج و نظام‌مندسازی اقسام سنن الهی از دیدگاه ایشان است.
 یافته‌ها نشان می‌دهد که بیانات معظم‌له اولاً: به روشنی سه دسته از سنن را پوشش می‌دهد: سنت‌های مشروط (به ویژه سنت نصر، سنت خلف، سنت تدمیر)، سنت‌های مطلق غیررقابت‌پذیر (همچون هدایت و امداد عام، ابتلاء) و سنت مطلق رقابت‌پذیر (مانند استخلاف صالحان و تحول).
ثانیاً: در این میان، سنت نصر با بیش از ۶۰ درصد ارجاعات، بیشترین کاربرد را در زمینه استدلال قرآنی و شرایط و مصادیق این سنت به خود اختصاص داده است و ایشان با تکیه بر آیاتی مانند «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم» و «وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه»، آن را به عنوان قانون قطعی و تخلف‌ناپذیر الهی برای جوامع مقاوم معرفی می‌کنند. 
ثالثاً: سنت‌های دیگر چه سنن مشروطی مانند سنت معیت الهی یا خلف و چه سنن مطلق به هر دو قسم‌اش در راستا و با نگاهی به سنت نصر تحلیل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد آیات مورد استناد نظریه جواز تعبد به جمیع ادیان الهی و بشری</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_738009.html</link>
      <description>نظریۀ «جواز تعبد به جمیع ادیان الهی و بشری» از سوی سیدکمال حیدری، با تکیه بر مبانی معرفت‌شناختی در فلسفه غرب معاصر و مستندات قرآنی، مدعی مشروعیت‌بخشی به کثرت‌گرایی دینی در چارچوب اسلام است. این نظریه به دلیل تعارض آشکار با نصوص دینی و بنیان‌های معرفتی اسلام، تفسیری دگر‌اندیشانه از مسائل نوین کلامی به دست داده که نیازمند واکاوی و نقد جدی است.
پژوهش حاضر با هدف تحلیل و نقد مستندات قرآنی این نظریه، میزان دلالت آیات مورد استناد را بر مدعای جواز تعبد به همۀ ادیان ارزیابی می‌کند.
هشت آیۀ مورد استناد سیدکمال حیدری که از منابع مکتوب و شفاهی وی (سایت شخصی و جلسات تدریس) گردآوری شده، با روش تحلیل محتوای کیفی و تفسیری بررسی شده است. هر آیه با مراجعه به تفاسیر معتبر فریقین و اصول تفسیری، در دو سطح «فهم آیه» و «تناسب با مدعا» ارزیابی انتقادی شده است.
یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که هشت آیۀ مورد استناد، به دلیل تفسیر گسسته از سیاق، بی‌توجهی به شأن نزول و خلط میان مقام اثبات و ثبوت، هیچ دلالتی بر مدعای نظریه ندارد. همچنین، مبنای معرفتی این نظریه (عدم امکان احراز واقع) در تعارض آشکار با هدف هدایت‌گری قرآن و امکان شناخت حقیقت در منظومۀ معرفتی اسلام است.
نظریۀ «جواز تعبد به جمیع ادیان» فاقد پشتوانۀ معتبر قرآنی است و مبانی معرفت‌شناختی آن با اصول مسلم دینی ناسازگار است؛ بنابراین، این نظریه نه تنها مؤیدی از قرآن ندارد، بلکه در تقابل با تصریحات قرآنی در باب حقانیت و سعادت قرار می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتقادی فرضیه های هراری پیرامون اَبرانسان و فرا انسان خداگونه</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_738137.html</link>
      <description>یوال نوح  هراری  نظریه پرداز  اَبرانسان  و  فرا انسان  خداگونه  بر اساس نظریه  اومانیسم  فناوری محور  و  فناوری اطلاعات  پیشگویی می کند ، انسان خردمند در دوره انقلاب  داده  و اطلاعات ، از یک  سو  در سیر صعودی  به  ابر انسان  خداگونه ، ارتقاء یافته  و  سپس  با  بهرمندی  از هوش مصنوعی  فرا انسان  خداگونه  تولید کند  و  از سوی  دیگر دوران  سقوط  خود را  رقم  زده  و  درسال  2050  پایان  اشرفیت  و سلطه  انسان خردمند  بر حیات  خود و دنیا  فرا  رسیده  و  جای خود  را  به  ابرهوش مصنوعی خداگونه  خواهد داد  و  خود به موجودی  بی مصرف  یا  خدمت گذار  تبدیل خواهد  شد  و  این  احتمال نیز  وجود دارد که توسط ابر هوش مصنوعی بعنوان دشمن شناخته شود و بطور کلی نابود  شود . در این  مقاله درصدد  نقد  و  بررسی  چگونگی  شکل گیری  فرضیه های هراری  پیرامون  ظهور  اَبرانسان  و  فرا انسان  هوشمند خداگونه  و  احتمالات  تحقق  تئوری  آینده نگرانه  هراری  می باشیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راه حل های صدرایی مساله منطقی شر و شر گزاف</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_738166.html</link>
      <description>مسئله‌ی شر، به‌ویژه در دو تقریرِ منطقی  و شرِّ گزاف  - ذیل مساله قرینه ای شر-، از معضات فکری مهم در حیطه فلسفه‌ی دین است. این مقاله با تکیه بر دیدگاه‌های صدرا، به نقدِ مقدماتِ این دو استدلال می‌پردازد. نوآوریِ اصلی نوشته، تفکیکِ دو سطح از شر است؛ شرِّ هستی‌شناختی که امری عدمی و مساوق با نقصِ وجودی است و به جهت ماهیّت عدمی خود، هرگز متعلَّقِ اراده‌ی الهی قرار نمی‌گیرد و شرِّ معرفت‌شناختی که به کیفیت ادراکِ فاعل شناسا وابسته است. شرّ معرفت شناختی در واقع خیرِ بالذات‌ است اما به سبب نسبت با فقدان یا کاستی، شر نامیده شده‌است. ملاصدرا، با تحلیلِ قدرتِ مطلقِ الهی (که تنها به ممکنات تعلّق می‌گیرد نه محالات) و صفت خیرخواهیِ محض (که همواره متوجِّه خیرِ کثیر است)، تناقضِ منطقی را مرتفع می‌سازد و در پاسخ به شرِّ گزاف، با تأکید بر محدودیتِ روشِ استقرا و نارساییِ فهمِ بشری در درکِ حکمت‌های پنهان، وجودِ شرور معرفت شناختی را از لوازمِ علّی‑معلولی نظامِ احسن و دوامِ فیض می‌دانند؛ ازاین‌رو شرِّ گزاف به معنای واقعی منتفی است و آنچه ظاهراً گزاف می‌نماید یا ناشی از جهلِ ماست یا شرِّ بالعرضی که بسترِ خیراتِ برتر است. نتیجه اینکه وجود شر نه‌تنها هیچ ناسازگاریِ ذاتی میانِ صفاتِ کمالیِ خداوند و وجودِ شرور نیست، بلکه تصویری حکیمانه و منسجم از نظامِ آفرینش ارائه می‌شود که در آن شرور جایگاهی ضروری و هدفمند دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد عقلانیت ابزاری مدرن بر پایه غایت‌مندی در فلسفه اسلامی: مطالعه‌ای فلسفی در معماری</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_738205.html</link>
      <description>مسئله اصلی این پژوهش، نسبت میان «عقلانیت ابزاری» به‌عنوان پارادایم مسلط جهان مدرن و «غایت‌مندی» به‌عنوان بنیادی در فلسفه اسلامی است. پرسش این است که آیا فلسفه اسلامی (با تمرکز بر اندیشه‌ی فارابی) می‌تواند چارچوبی انتقادی برای مواجهه با عقلانیت ابزاری ارائه دهد؟ این پژوهش در چارچوب علم دینی، با روش تحلیل فلسفی-هرمنوتیکی و تطبیقی، دو سنت فکری را در عرصه‌ی معماری به‌مثابه تجسم عینی آن‌ها مقایسه می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که رویکرد عملکردگرای مدرن، کارکرد را از معنا جدا کرده و منجر به کاهش حس هویت در فضاهای شهری شده است؛ در مقابل، نظام معرفتی فارابی بر پیوند ذاتی عقل نظری و عملی، نمادگرایی معنابنیاد و عدالت تناسبی تأکید دارد. دستاورد پژوهش، ارائه‌ی چهار مؤلفه برای بازاندیشی در طراحی فضاهای جمعی است: غایت‌مندی جمعی، نمادگرایی هدفمند، ساختار شبکه‌ای-سلسله‌مراتبی و عدالت تناسبی. بر خلاف پژوهش‌های پیشین که بیشتر بر جنبه‌های زیباشناختی یا کارکردی معماری اسلامی متمرکز بوده‌اند، نوآوری این مقاله در دو چیز است: نخست، نقد عقلانیت ابزاری از درون فلسفه اسلامی با اتکا به مفهوم غایت‌مندی فارابی؛ دوم، استخراج چارچوبی عملیاتی (چهار مؤلفه) که قابلیت کاربست در حوزه‌های فراتر از معماری را دارد و می‌تواند به عنوان الگویی برای تولید علم دینی در فلسفه تکنولوژی، کلام سیاسی و الهیات محیط زیست به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد تفاسیرِ طبیعت‌گرایانه از علوم شناختی دین: ارزیابی معرفت‌شناختیِ تبیین‌های طبیعت‌گرایانه از عقاید فراطبیعی</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_738262.html</link>
      <description>علوم شناختی دین با تکیه بر سازوکارهایی چون تشخیصِ بیش‌فعالِ عامل، نظریه ذهن و سوگیری‌های غایت‌شناختی، استدلال‌های ابطال‌کننده‌ای علیه عقاید فراطبیعی شکل داده‌اند که در پنج محورِ ناسازگاریِ محتوایی، عدمِ اعتمادپذیری، طبیعی‌سازیِ تجارب، نقدِ اجماعِ جهانی و تنوعِ دینی صورت بندی می‌شوند. مسئله محوریِ این مقاله، ارزیابیِ موفقیتِ منطقی و تجربیِ این استدلال‌ها در ساقط‌کردنِ عقلانیتِ باورِ دینی است. مدعای اصلی آن است که این استدلال‌ها به‌سببِ سه کاستیِ بنیادین – ابتلا به مغالطه خاستگاه‌شناسی (خلطِ زمینه کشف با زمینه توجیه)، اتکا به پیش‌فرض‌هایِ طبیعت‌گرایانه مصادره‌کننده، و ناتوانی در تبیینِ محتوایِ اخلاقی متافیزیکیِ باورها و نقشِ تصحیح‌کننده عواملِ فرهنگی – از اثباتِ ادعایِ خود بازمی‌مانند. نوآوریِ مقاله در کاربستِ نظام‌مندِ «استنتاج به بهترین تبیین» (IBE) برایِ داوریِ عینی میانِ دو جهان‌بینیِ رقیب است؛ روشی که با معیارهایِ عینیِ دامنه تبیینی، انسجام، سادگی و قدرتِ پیش‌بینی، از نسبی‌گراییِ معرفتی مصون است. با ترکیبِ راهبردهایِ «پیگیریِ حقیقت» و «طرحِ الهی»، نشان داده می‌شود که خداباوری در هر پنج حوزه استدلالِ ابطالی، تبیینی برتر از طبیعت‌گرایی ارائه می‌دهد .ازاین‌رو، مناقشه در علوم شناختی دین نه یک تقابل صرفاً علمی، بلکه کشاکشی میان دو جهان‌بینی متافیزیکی است که تا زمانی که پیش‌فرض‌های آن‌ها به‌روشنی سنجیده نشود، استدلال‌های ابطال‌کننده در دایره‌ای مصادره‌وار می‌مانند. آنچه آن‌ها را ناکارآمد می‌سازد، نه صرفاً خطاهای منطقی، بلکه غفلت از این است که انسان به‌عنوان موجودی معناگرا، باورها را در بستر تجارب زیسته، سنت‌های عقلانی و شهودهای اخلاقی شکل می‌دهد. مقاله نشان می‌دهد که خداباوری نه پاسخ احساسی، بلکه فرضیه‌ای عقلانی برای تبیین کلّیت پدیده دینی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی احتجاب معرفتی الهی در روایات امامیه در اندیشه قاضی‌سعید قمی</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_738683.html</link>
      <description>مسأله «احتجاب الهی» به‌مثابه یکی از مهمترین چالش‌های الهیاتی عصر حاضر در حوزه خداباوری و الحاد، از گذشته دور در روایات امامیه و دانش‌های اسلامی به‌ویژه تفسیر، فلسفه و عرفان اسلامی مطرح بوده است. پرسش اصلی جستار حاضر این است که قاضی‌سعید قمی (1043-1103ق)، حکیم و عارف برجسته شیعی در عصر صفوی، روایات ناظر به احتجاب معرفتی الهی را چگونه تفسیر می‌کند و تحلیل انتقادی دیدگاه وی چگونه است؟ پژوهه حاضر با درک اهمیت و ضرورت این مسأله و نقش آن در موجه‌سازی خداناباوری در سایه برهان «اختفای خدا» در الهیات مدرن، و با هدف بازخوانی این آموزه در فرهنگ روایات امامیه و اندیشه‌های قاضی‌سعید قمی، می‌کوشد با رویکرد تحلیلی- انتقادی، به بررسی تفسیر این روایات در اندیشه قاضی‌سعید قمی بپردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که قاضی‌سعید، هرچند احتجاب معرفتیِ حقی را نفی می‌کند، اما در ساحت احتجاب معرفتیِ خلقی، نه‌تنها احتجاب حسی، بلکه احتجاب عقلی و شهودیِ حق تعالی را می‌پذیرد. با این‌ همه، بررسی انتقادی دیدگاه وی حاکی از آن است که نظام معرفت‌شناختی او از انسجام و استحکام کافی برخوردار نیست و نه تنها براهین او از اثبات مدعایش ناتوان است، دیدگاه‌های وی از ناسازگاری درونی نیز رنج می‌برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از اضطراب انزوا تا آرامش حضور؛ بازخوانی پدیدارشناختی تنهایی وجودی در پرتو قرابت هستی‌شناختی خداوند در قرآن (مطالعۀ موردی استعارۀ حبل‌الورید)</title>
      <link>https://qabasat.iict.ac.ir/article_740737.html</link>
      <description>هدف: تنهایی وجودی یکی از دغدغه‌های غایی در روان‌درمانی اگزیستانسیال است که به شکاف عبورناپذیر میان فرد و جهان اشاره دارد. این پژوهش با هدف تبیین پدیدارشناختی تجربه‌ی تنهایی وجودی در پرتو آموزه‌ی قرآنی «قرب الهی» با استناد به آیه ۱۶ سوره ق انجام شده است.
روش: این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، به تطبیق آراء نظریه‌پردازانی چون اروین یالوم با مبانی تفسیری و هستی‌شناختی آیه «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» پرداخته است.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه در روابط افقی (میان‌فردی)، تنهایی واقعیتی گریزناپذیر است، اما در ساحت عمودی (رابطه با خالق)، مفهوم «حبل‌الورید» حضور استعلایی نابی را معرفی می‌کند که درونِ خودِ سوژه جای دارد. این حضور، تنهایی را از معنای «خلاء و انزوا» تهی کرده و به «خلوت کمال‌بخش» تبدیل می‌کند.
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن است که آگاهی از قرب هستی‌شناختی خداوند، بن‌بستِ تنهایی در روان‌شناسی اگزیستانسیال را شکسته و اضطراب ناشی از بی‌پناهی را به اطمینانِ اتصال بدل می‌سازد. این رویکرد می‌تواند به عنوان مدلی درمانی برای معنابخشی به رنج‌های وجودی در جوامع خداباور مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
