بررسی نقدهای علامه جعفری بر قاعده‌ها‌ی «مُعطِی الشَیءِ لایَکُونُ فاقِداً لَه» و «بَسیطُ الحَقیقَه کُلُّ الأشیاءِ»

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه فلسفه واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی

2 دانشجوی دکترای فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران

چکیده

در میان قواعد فلسفی، دو قاعده «معطی الشیء لا یکون فاقداً له» و «بسیط الحقیقة کلّ الاشیا و لیس بشیء منها» به‌ویژه در مباحث الهیات از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. فلاسفه به طور عام از قاعده نخست در تبیین سنخیت بین علت و معلول استفاده می‌کنند و ملاصدرا از قاعده دوم در اثبات وحدت شخصیه وجود بهره می‌گیرد. علامه محمدتقی جعفری که با تقریر‌هایی از وحدت وجود مخالف است و سنخیت را در عرصه ماورای طبیعت نمی‌پذیرد، به نقد دو قاعده فوق پرداخته است. ما در این مقاله انتقادهای ایشان را به این دو قاعده بررسی می‌کنیم و پس از بازشناسی خطاهای او در فهم این قواعد و قلمروهای آنها به این نتیجه می‌رسیم که آنها قادر به نفی دو قاعده مزبور نیستند. آزمودن قواعد فلسفی در عرصه طبیعت و خلط امور معرفت‌شناختی و وجودشناختی از مهم‌ترین خطاهای اوست. این مقاله با استفاده از روش تحلیلی و با اتکا به آرای ملاصدرا به نقد اندیشه علامه جعفری پرداخته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Investigation of Allameh Ja’fari’s Criticisms of the Two Principles: “Donator of Something Cannot be Devoid of That Thing” and “the [Being with] Simple Essence is Everything”

نویسندگان [English]

  • Mahdi Najafi Afra 1
  • Hamzeh Nadali-Zadeh 2
1 Professor of Islamic Azad University, Tehran campus, group of philosophy
2 Ph.D student of philosophy and Islamic kalam (theology), Tehran University
چکیده [English]

The two principles of “donator of something cannot be devoid of that thing” and “the [being with] simple essence is everything and not part of any of them” have a special position among philosophical principles especially among theological discussions. The philosophers generally use the first principle to explain the compatibility between cause and effect and Molla-Sadra uses the second principle to prove the ‘personal unity of being’. Allameh Mohammad-Taqi Ja’fari who disagrees with some accounts of the ‘unity of being’ and does not accept the compatibility [of the two] in metaphysical matters, criticizes the two principles. I have studied his criticisms of the two principles in this article. Recognizing his mistakes in understanding the principles and their domain, I have concluded that he cannot deny the two mentioned principles. His most important mistakes are: examining philosophical rules in natural matters and also confusion of epistemological and ontological matters. Relying on Molla-Sadra’s views, this article uses an analytic method to criticize Allameh Ja’fari’s view.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Principle of “donator of something cannot be devoid of that thing”
  • Principle of “the [being with] Simple Essence is everything and not part of any of them”
  • Allameh Ja’fari
  • compatibility
  • criticism
  1. ابن‌سینا؛ حسین بن عبدالله؛ النفس من کتاب الشفاء؛ تحقیق حسن حسن‌زاده الآملی؛ قم: بوستان کتاب، 1392.
  2. جعفری، محمدتقی؛ ارتباط انسان ـ جهان؛ ج2، تهران: دار الکتب الاسلامیه، 1334.
  3. ـــــ؛ تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی؛ تهران: اسلامی، 1373.
  4. ـــــ؛ ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1376.
  5. سبزواری، ملاهادی؛ شرح المنظومه؛ تحقیق و تعلیق محسن بیدارفر؛ قم: انتشارات بیدار، 1390.
  6. صدرالدین شیرازی، محمد بن‌ ابراهیم؛ الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعه؛ بیروت: دار احیاء التراث‏، 1981م.
  7. ـــــ؛ مفاتیح الغیب؛ ملاحظات، مقدمه و تصحیح محمد خواجوی؛ تهران‏: موسسه تحقیقات فرهنگى‏، 1363.
  8. عبودیت، عبدالرسول؛ در آمدی بر نظام حکمت صدرایی؛ تهران: سمت، 1390.
  9. ـــــ؛ در آمدی بر نظام حکمت صدرایی؛ ج1، تهران: سمت، 1392.
  10. فلوطین؛ اثولوجیا؛ ترجمه و شرح حسن ملکشاهی؛ تهران: انتشارت سروش، 1388.
  11. فیض‌الاسلام، على‌نقى؛ ترجمه و شرح نهج‌البلاغه؛ تهران: مؤسسه چاپ و نشر تألیفات فیض‌الاسلام، ‏1379.