ابتنای اخلاق بر دین از دیدگاه آدامز و علامه طباطبایی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری فلسفه دین پردیس فارابی دانشگاه تهران (هیات علمی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران)

2 عضو هیئت علمی دانشگاه پردیس فارابی- تهران

چکیده

از عناصر مهم اکثر ادیان، سفارش‌ها و تأکیدات اخلاقی است؛ به‎نحوی‎که ارتباط وثیقی بین حوزه دین و اخلاق فرض شده است. در دو دین مسیحیت و اسلام نیز وابستگی اخلاق به دین به عنوان موضوعی مفروغ‌عنه تلقی می‌شود. در این مقاله به بررسی نظرات رابرت آدامز و علامه طباطبایی، دو تن از متفکران معاصر این دو دین در موضوع ارتباط دین و اخلاق و نحوه وابستگی اخلاق به دین از نظر آنان پرداخته شده است. آدامز، از طرفداران نظریه امر الهی در دوران معاصر، سعی کرده است با تفکیک مقام ارزش از مقام الزام در اخلاق و وابسته‌دانستن الزام به امر الهی و استقلال ارزش از امر الهی، همچنین با جداساختن عنصر معنا از ماهیت در عبارات و گزاره‎های اخلاقی نظریه خود را از بند اشکالات تقریر سنتی وارد بر نظریه امر الهی رها سازد. در این مقاله مطرح شده است که می‎توان مفهوم خوبی از منظر آدامز و مراتب آن را با مبحث مراتب وجود از نظر علامه و بحث وجدان و ندای درون در آدامز و مبحث فطرت و نقش آن در اخلاق از دیدگاه علامه مقایسه کرد؛ همچنین مبحث الزام در آدامز با اعتباریات در علامه مورد مطابقت قرار گرفته است. ضمناً موضوع ساخت اجتماعی اخلاق از نظر علامه که فلاسفه اسلامی کمتر بدان پرداخته‌اند، با نظر آدامز در باب نقش دیگری و اجتماع در شکل‌گیری اخلاق، مقایسه شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Dependence of Ethics on Religion from Adams and Tabatabaei' viewpoint

نویسندگان [English]

  • hosein v 1
  • mohammad m 2
1 دانش آموخته دکتری فلسفه دین پردیس فارابی دانشگاه تهران (هیات علمی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران)
2 عضو هیئت علمی دانشگاه پردیس فارابی- تهران
چکیده [English]

One of the most prominent aspects of most religions is their recommendations and emphasis on moral values in a way which is considered to be an intimate relation between religion and morality. In Christianity and Islam, dependence of ethics on religion was taken for granted.
 In this article, we assess dependence of ethics on religion from Adams and Tabatabaei’s viewpoint. Adams, as a proponent of divine command theory, has circumvented the traditional objections against divine command theory by distinguishing the value from the obligation in morality, depending the obligation on divine commands and autonomy of value from divine command and finally, by separating the element of meaning from essence in moral propositions.
In this essay, Adam’s understanding of the concept of goodness and its levels has been compared with the grades of existence from Tabatabaei’s viewpoint. Also, conscience from Adams point of view has been compared with innate (fitrah) and its role on ethics in accordance with Tabatabaei’s vantage point. Additionally, the obligation from Adam’s view point and ideality from Tabatabaei’s view have been comparatively studied. Finally, social construction of morality in Tabatabaei and Adam’s view regarding the role of “other” and community in forming the morality has been discussed.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: Religion and morality
  • Divine command
  • Adams
  • Allame Tabatabaei
  • Idealities